سفارش تبلیغ
صبا


رویای صادقه

همه چیز درباره غواص اهری, شهید قنبر امانی

 یکی از اعضای خانواده شهید بزرگوار قنبر امانی از وی خاطراتی نقل می کند:

در عملیات والفجر 8 از ناحیه پا مجروح شده و به شیراز اعزام شده بود، در حال سپری کردن دوران مجروحیت بود که همرزمش محسن ابراهیم پور به شهادت رسید. وی بعد از شهادت محسن مدتی نیز دوران نقاهت مجروحیت را در منزل آن شهید(که نسبت فامیلی)هم داشتند سپری نمود در آن ایام شهید قنبر خواب پر رمز و رازی دیده بود که اجمالش بدین شرح است:

شهید قنبر نقل می کرد که خواب دیدم شهید محسن به همراه حدودا 150 نفر که همه ی آنها لباس سبز رنگ (شبیه دشداشه) پوشیده بودند از داخل شهر فاو به طرف مقری که شهید قنبر مستقر بوده در حال حرکت هستند.

 در حالیکه شهید محسن جنازه همرزم و فرمانده دسته شهید قنبر(شهیدمعصومی) را در آغوش داشته است وقتی به نز د وی (شهید قنبر) می رسند شهید محسن جنازه شهید معصومی را جلوی شهید قنبر گذاشته و می گوید این هم جنازه فرمانده  تو، سپس یک دست از لباسهایی که آن 150 نفر به تن داشتند را به شهید قنبر می دهد و به وی سفارش می کند که فعلا آن را به گردنت بیانداز تا بعدا بپوشی.بعد از رؤیای صادقه مذکور برای همه آشکار وقطعی شده بود آقا قنبر نیز در آینده ای نه چندان دور به همرزمان شهیدش خواهد پیوست، تا اینکه آن خواب الهام گونه در عملیات کربلای 5 در تاریخ 19/10/65 در کربلای شلمچه تعبیر شد و رزمنده دلاور و یاور گمنام امام امت پس از عمری جهاد فی سبیل الله و شرکت در چندین عملیات شهد گوارای شهادت را سر کشید و در قهقهه ای مستانه عند ربهم یرزقون شد.

ایشان در اوج گمنامی، جنگید و شهید شد لذا میتوان گفت از مصادیق :عاش سعیدا و مات سعیدا است.



کلمات کلیدی :
برچسبها:


خادم شهدا: محمدتقی امانی
شلمچه: