سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.


چه کسی 175 غواص شهید را لو داد؟

شب سوم دی ماه 65، جوان‌هایی مصمم در دفاع از این آب و خاک، و اسلام عزیز، در دل تاریکی شب، دل به آبهای خروشان اروند زدند؛ حال آنکه رادارهای آمریکایی و هواپیماهای آواکس در پی انتقام از ایستادگی ملت ایران، عملیات را لو داده بودند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر به نقل از خبرگزاری صدا و سیما، غواص‌های خط‌ شکن در ساعات ابتدایی عملیات کربلای 4 توانستند در جزایر سهیل، قطعه، ام الرصاص، ام البابی و بلجانیه، نفوذ و در بعضی مناطق نیز به صورت موضعی رخنه کنند اما لو رفتن عملیات با اقدامات آمریکا، منافقین کور دل و آتش سنگین دشمن بعثی ، امکان ادامه عملیات را نداد.


مارک پری نویسنده و تحلیل‌گر آمریکایی درباره حمایت‌های اطلاعاتی آمریکا از صدام، در کتاب "کسوف؛ آخرین روزهای سیا" نوشته است: "در ماه اوت 1986 سازمان سیا یک سیستم بسیار پیچیده و امن ایجاد کرد که واشنگتن را مستقیم به بغداد وصل می‌کرد. برای دو ماه متوالی ، صدام از طریق ایستگاه بغداد اطلاعات مستقیمی از آرایش نظامی ایران دریافت می‌کرد. این مرکز همچنین قادر بود اطلاعات بسیار دقیقی برای فرماندهان عراق تهیه کند. این اطلاعات برای آن ارائه می‌شد که به رژیم صدام علیه ایران برتری و امتیاز بدهد."

حالا پس از 29 سال،  175 غواص شهید به همراه حدود یکصد شهید دیگر که صدامیان، شجاعت آنها را حتی در اسارت هم تاب نیاوردند، با عزت و افتخار به آغوش مام میهن بازگشته‌اند؛

جوان‌های باغیرتی که تشنه لب، تا پای جان مقاومت کردند و جان دادند و برای ملتی، استقلال، آزادی، عزت، و سربلندی خریدند.



کلمات کلیدی :
برچسبها:


خادم شهدا: محمدتقی امانی
شلمچه:


فرازی از وصیت نامه...شهید محسن ابراهیم پور

 

فرازی از وصیت نامه...

نام پدر: حسین

ولادت: 30/01/1343

شهادت: 06/01/1365

نام عملیات: والفجر8

  بنده از روی ناآگاهی نرفتم نه، بلکه دقیقا زمان خود را شناختیم و اما خود را پیروی کردیم. ندای خروشان امام حسین(ع) را بواسطه رهبرم حضرت روح الله لبیک گفتیم بعضی ها فکر نکنند که ندانسته رفتند و شهید شدند نه، بلکه از آن شهید 14 ساله گرفته تا آن پیر کهن سال  همچون حبیب ابن مظاهر... همگی آگاه بودند رفتند.

شهید محسن ابراهیم پور
شهید محسن ابراهیم پور
شهید محسن ابراهیم پور
شهید محسن ابراهیم پور



کلمات کلیدی :
برچسبها:


خادم شهدا: محمدتقی امانی
شلمچه:


خط شکن عملیاتهای؛ قادر ، والفجر 8 ، کربلای 4 و کربلای 5

همه چیز درباره غواص اهری, شهید قنبر امانی

 شهیدقنبر امانی در سال 1347 در روستای وجنی از توابع شهرستان اهر دیده به جهان گشود. این شهید دفاع مقدس در دوران کودکی پدرش را که مردی مومن بود از دست داد. وی تحصیلات ابتدایی خود را در این روستا به پایان رسانید. با شروع انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره) در تظاهرات و راهپیماییها شرکت می نمود و به خاطر علاقه ای که به انقلاب داشت، به عضویت نیروی بسیج درآمد. وی با شروع جنگ تحمیلی به جبهه های حق علیه باطل شتافت و به رزمندگان اسلام پیوست.

شهید قنبر امانی در چندین عملیات از جمله عملیاتهای؛ قادر ، والفجر 8 ، کربلای 4 و کربلای 5 شرکت کرد. وی از نیروهای خط شکن گردان حبیب بن مظاهر  بود و در واقع از غواصان زبده این گردان محسوب می شد.

این رزمنده اهری در عملیات والفجر 8 به شدت زخمی شد و  بدون طی کامل دوره درمان بنا به ضرورت به جبهه بازگشت. وی در عملیات کربلای 5 که بیستم دی ماه سال 1365 انجام شد، به فیض شهادت نائل آمد و به یاران شهید سیدالشهدا پیوست و برای همیشه در اذهان مردم انقلابی و شهیدپرور اهر ماندگار شد.

دوستان و همرزمان وی از رشادتها و تلاش های خستگی ناپذیر قنبر امانی در جبهه های غرب کشور روایت می کنند.

همه چیز درباره غواص اهری, شهید قنبر امانی



کلمات کلیدی :
برچسبها:


خادم شهدا: محمدتقی امانی
شلمچه:


رویای صادقه

همه چیز درباره غواص اهری, شهید قنبر امانی

 یکی از اعضای خانواده شهید بزرگوار قنبر امانی از وی خاطراتی نقل می کند:

در عملیات والفجر 8 از ناحیه پا مجروح شده و به شیراز اعزام شده بود، در حال سپری کردن دوران مجروحیت بود که همرزمش محسن ابراهیم پور به شهادت رسید. وی بعد از شهادت محسن مدتی نیز دوران نقاهت مجروحیت را در منزل آن شهید(که نسبت فامیلی)هم داشتند سپری نمود در آن ایام شهید قنبر خواب پر رمز و رازی دیده بود که اجمالش بدین شرح است:

شهید قنبر نقل می کرد که خواب دیدم شهید محسن به همراه حدودا 150 نفر که همه ی آنها لباس سبز رنگ (شبیه دشداشه) پوشیده بودند از داخل شهر فاو به طرف مقری که شهید قنبر مستقر بوده در حال حرکت هستند.

 در حالیکه شهید محسن جنازه همرزم و فرمانده دسته شهید قنبر(شهیدمعصومی) را در آغوش داشته است وقتی به نز د وی (شهید قنبر) می رسند شهید محسن جنازه شهید معصومی را جلوی شهید قنبر گذاشته و می گوید این هم جنازه فرمانده  تو، سپس یک دست از لباسهایی که آن 150 نفر به تن داشتند را به شهید قنبر می دهد و به وی سفارش می کند که فعلا آن را به گردنت بیانداز تا بعدا بپوشی.بعد از رؤیای صادقه مذکور برای همه آشکار وقطعی شده بود آقا قنبر نیز در آینده ای نه چندان دور به همرزمان شهیدش خواهد پیوست، تا اینکه آن خواب الهام گونه در عملیات کربلای 5 در تاریخ 19/10/65 در کربلای شلمچه تعبیر شد و رزمنده دلاور و یاور گمنام امام امت پس از عمری جهاد فی سبیل الله و شرکت در چندین عملیات شهد گوارای شهادت را سر کشید و در قهقهه ای مستانه عند ربهم یرزقون شد.

ایشان در اوج گمنامی، جنگید و شهید شد لذا میتوان گفت از مصادیق :عاش سعیدا و مات سعیدا است.



کلمات کلیدی :
برچسبها:


خادم شهدا: محمدتقی امانی
شلمچه:


وصیت نامه غواص شهید، قنبر امانی وجنی

همه چیز درباره غواص اهری, شهید قنبر امانیوصیت نامه شهید بزرگوار قنبر امانی

 بسمه تعالی

 ای کسانیکه ایمان آوردید جهت چیست که چون امر شود که برای جهاد در راه دین خدا خارج شوید چون بار گران به خاک زمین سخت دل بسته اید آیا راضی به زندگانی دنیا عوض حیات ابدی آخرت شدید در صورتی که متاع در پیش عالم آخرت بسیار اندک و ناچیز است. خدایا شکر می کنم که به بنده حقیرو ذلیل توفیق دادی در این امتحان که بندگانت را به امتحان می کشی شرکت کنم و تو را قسم می دهم به احترام خون این شهداء که تا به حال تو را نشناختیم تو خودت را بما بشناسان خدایا از تو می خواهم که بما صبر عطا کنی تا در برابر مشکلات و موانع و در سختیها جنگ کردن مقاوم باشیم خدایا از تو می خواهیم که بما توفیق قدرت و نیرو بده تا در میدان جنگ پایمان نلرزد و تا آخرین قطره خونی که در بدنمان وجود دارد در راه رضای تو با دشمنان دین وقرآن مقابله کنیم .

خدایا تو میدانی که هیچ کدام از امام حسین ( ع) والاتر نیستیم و هیچ راه بهانه ای بر ما نیست خدایا بنده هم در این راه مقدس که حتی سرور شهیدان امام حسین ( ع) با خانواده عزیزش همگی به شهات رسیدند باید از پدر و مادر و برا در جدا شوم و در این راه مقدس به شهادت برسم .

خدایا بنده غیر از تو امید دیگری ندارم

خدایا تو خودت ما را ببخش و بیامرز:

و اما شما ای ملت همیشه در صحنه, بنده حقیر کوچکتر از آن هستم که به شما پیامی بدهم این تنها پیام بنده است بلکه پیام تمام شهدا است که همه شان گفتند و به سوی معبو دشان پر کشیدند .

 ای برادران و سایر کسانیکه در مسجد و در مجلس امام حسین ( ع) هستید و به یا لیتنا گوش میدهید اگر می خواهید معنی و مفهوم یا لیتنا را بفهمید بیائید به جبهه که در آنجا امام حسین ( ع) را خواهید شناخت و شعار میدادند ولی زمانیکه جنگ شدت گرفت اکثرا کسانی شدند که از پشت به انقلاب اسلامی ضربه زدند ای کسانیکه به یا لیتنا گوش میدهید شما هم مثل آنها نباشید و امام عزیز را تنها نگذارید تا مبادا امام زمان از ما ناراحت باشد و کربلا رفتن، حسین وار جنگ کردن میخواهید.

 و اما شما ای برادران و مادر و خواهران: آفتاب زندگی زود غروب میکند. چه بهتر که در این مدت کم راه انسان, خدائی باشد و خدا راه خوب را به او نشان بدهد و خداوند به من توفیق داد که در راه امام که همان راه خداست جان بازم و اگر شما مرا به کربلا روانه کرده اید که در راه امام حسین ( ع) و شهداء جان بازم پس دیگر ناراحتی و بی تابی چرا؟

 ما درجان: هر مالی خمسی دارد و باید خمس آنرا داد و من فکر میکنم بهترین ثروت تو فرزندانت هستند پس اگر در راه خدا شهید شدم خمس فرزندانت حساب کن و وقتی خبر شهادتم را شنیدید دعا کنید تا خدا مرا از شهدا جدا نکند و قرب انی شما را قبول کند و اصلا اظهار ناراحتی نکنید تا دشمنان و منافقان بی خبر از اسلام شاد شوند و از شما برادران میخواهم امام را دعا کنید و از ته دل مقلد امام باشید که خط اصیل مکتب تعالی بخش اسلام است و تا نثار جان از امام و روحانیت مبارزدست نکشید .

 در آخر سخنی چند به برادران پاسدار و فرماندهان عزیز انقلاب اسلامی دارم: برادران پاسدارو فرماندهان عزیز اسلام به موقعیت خویش آگاه باشید و از نعمت پاسداری و فرماندهی بهره مند باشید باید بکوشید که از عهده این امتحان الهی سرافراز و خود ساخته بیرون آئید .

 مبادا که پاسدا ری و فرمانده بودن شما را بفریبد و به هلاکت اندازد پاسداری را وسیله تقرب به خدای تعالی و کسب فضائل کنید پاسداری و فرماندهی را با فروتنی و مهربانی وگذشت وایثار و امانت و صدق و صفا رحمت و محبت بیامیزید تا این بار سنگین و امانت الهی را به سر منزل مقصود برسانید و توشه راه آخرت را از همین جا با خود بردارید و در آخراز همه شما عزیزان می خواهم بنده حقیر را حلال کنید واز تمامی دوستان و آشنایان برایم حلیت بطلبید .

 ( و السلام علیکم و رحمه الله وبرکاته)

 خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار .

 12/9/65 آذر ماه چهارشنبه ساعت 12 ظهر “



کلمات کلیدی :
برچسبها:


خادم شهدا: محمدتقی امانی
شلمچه:


مرگ بر اسرائیل ...

یکی از ناراحت کننـــده ترین صحنه های عمــــرم که دیدم این عکس بود

عکــس ی دختـــر بچه فلسطینی که شهید شده

اما برادر کوچکش هنــــوز
.
در حال بازی با خواهرش هست و نمیداند که شهید شده...
.
.
.
.
مرگ بر اسرائیل ...



کلمات کلیدی :
برچسبها:


خادم شهدا: محمدتقی امانی
شلمچه:


Martyrs of Iran\s nuclear industry

شهادت افتخار شیعه هاست ....
.
.
بترکه چشم همه وهابیون ....



کلمات کلیدی :
برچسبها:


خادم شهدا: محمدتقی امانی
شلمچه:


گلزار شهدای اصفهان، مزار شهیدان خرازی و کاظمی



کلمات کلیدی :
برچسبها:


خادم شهدا: محمدتقی امانی
شلمچه:


از خدا خجالت کشیدم!

شب عملیات پلاکشو کند و انداخت سمت سیم خاردارها!

بهش گفتن این چه کاریه! اگه شهید شدی خونوادت چه گناهی کردن

که یه عمر چشم انتظار بچشون باشن!

گفت یه لحظه توی ذهنم اومد که اگه شهید بشم

جنازمو میبرن توی محل و عجب تشییع جنازه ی باشکوهی توی محل واسم راه میفته!

از خدا خجالت کشیدم!


اینا به چه چیزایی فکر می کردند

من و تو به چی فکر می کنیم!!؟؟



کلمات کلیدی :
برچسبها:


خادم شهدا: محمدتقی امانی
شلمچه:


غواص اولین نفری بود که تو آب پرید !

غواص به فرمانده اش گفت:

اگر رمز را اعلام کردی و تو آب نپریدم، من رو هول بده تو آب!

فرمانده گفت اگه مطمئن نیستی میتونی برگردی.

غواص جواب داد نه، پای حرف امام ایستادم. فقط می ترسم دلم گیر خواهر کوچولوم باشه.

آخه تو یه حادثه اقوامم رو از دست دادم

و الآن هم خواهرم رو سپردم به همسایه ها تا تو عملیات شرکت کنم.

والفجر8 ، اروند رود وحشی ، فرمانده تا داد زد یا زهرا (س)،

غواص اولین نفری بود که تو آب پرید !پ

اولین نفری بود که به شهادت رسید!

شهید قنبر امانی نوشت:

من و شما چقدر پای اماممون ایستادیم؟



کلمات کلیدی :
برچسبها:


خادم شهدا: محمدتقی امانی
شلمچه:


   1   2      >